زيارتگاه آلام

  چرا در ژرفناى روح نارامم
طنين غصهٴ ايام انداز دگر دارد
مگر امواج وحشىى همه آلام
اين دنيا
به تنگناى نغول جان افسردم نظر دارد.


 زيارتگاه آلامم ،
شرنگ تلخ در کامم
درين خاکسترين نطع
حديث شوکران جامم